۳۱ فروردین ۱۳۹۶

تنوع در درک از سکولاریسم


تنوع در درک از سکولاریسم



امّا بسیار خوش پنداری است که بپذیریم، میتوان مسیر برقراری یک نظم سیاسی مدرن، دمکراتیک و سکولار را همراه با آکتورهای سیاسی هموار کرد که هنوز باورمند به تأثیری گذاری دین بر سیاست در حوزه حکومت میباشند. آنکس که دیندار است و دین را موضوع سیاسی و نه امر شخصی قلمداد میکند یک بنیادگرای مذهبی است و هرگز باوری به دمکراسی و آزادی بشر ندارد. دین در حوزه حکومت صرفا ً یک ابزار سرکوب و تحمیق اندیشه است و سیاستمدار دیندار عامل و آمرِ اجرای سرکوب و تحمیق انسان و اندیشه بیش نیست.
کوروش اعتمادی
استهکلم
۲۹ سپتامبر ۲۰۱۱
Koroush_etemadi@hotmail.com
****

۲۱ فروردین ۱۳۹۶

کودتای نوژه


کودتای نوژه

پیشگفتار
کودتای نوژه عنوان مقاله ای است بقلم «مارک گاسیوروسکی »1 که درشماره ۳۴ مجله بین المللی مطالعات خاورمیانه۲ منتشر شد. «مارک گاسیوروسکی » استاد علوم سیاسی در دانشگاه ایالتی «لوئیزیانا » است که کوشیده است در رابطه با کودتای نوژه مقاله ای را به رشته تحریر در آورد. محتوی این مقاله بر اساس گفتگوهایی است که او با برخی ازبازماندگان اصلی شرکت کننده درکودتای نوژه تنظیم کرده است.

نویسنده کوشش کرده است تا کودتای نوژه را همانگونه که بازماندگان این رویداد شرح میدهند منعکس کند تا واقعیت های پنهان آنرا که تاکنون از سوی هیچ رسانه عمومی مطرح نشده به تصویرکشد. لازم است اشاره شود این مقاله بر اساس اظهارات پنج تن از رهبران اصلی و شش شخصیّت شناخته شدهء کودتای نوژه نوشته شده است. از جمله افرادی که در این مصاحبه شرکت داشته اند عبارتند از سرهنگ باقر بنی عامری ( لندن، ۱۴ – ۱۷ جولای ۱۹۹۹، ۹ و۳۰ مه ۲۰۰۰)، پرویز قادسی (ژنو، ۱۳ ماه مه ۲۰۰۰)، سعید تیموری و پرویز شیبانی (پاریس، ۱ جولای ۱۹۹۹ و ۱۵ ماه مه ۲۰۰۰) و سیروس آموزگار (پاریس، ۴ ژانویه ۱۹۹۸، ۵ و ۷ جولای ۱۹۹۹، و ۲۵ ماه مه ۲۰۰۰). در این نوشتار سیروس آموزگار یکی از شخصیت های کلیدی شرح واقعهء کودتای نوژه برشمرده میشود. نامبرده از وزرای کابینه شاپور بختیار بوده که پس از شکست کودتای نوژه در پاریس به همکاریهای خود با شاپور بختیار ادامه میدهد.

ضروری است در همین آغاز یادآور شویم در این نوشتار، بویژه در بخش «نتایج » نویسنده ارزیابی های خود از عواقب شکست یا پیروزی کودتا نوژه و ویژگیهای برخی از شخصیتهای سیاسی معاصر کشورمان را ارائه میدهد که گروه مترجم و تحریریه نسبت به این برداشتها کاملا ً مواضع بیطرفانه ای را اتخاذ میکنند.

۷ فروردین ۱۳۹۶

دولت سکولار و جامعه سکولار ٫ کدام یک؟


دولت سکولار و جامعه سکولار ٫ کدام یک؟

 این پرسشی است پیش روی ما که آیا پروسهء سکولاریزه شدن جوامع محدود به حوزهِ دولت و حکومت خواهد بود و یا در برگیرنده دیگر بخشهای زندگی اجتماعی مردم نیز میباشد؟ یک جامعه سکولار در مفهوم و عمل چیزی متفاوتر و گسترده تر از یک دولت سکولار نیست. یک جامعه سکولار همچون یک دولت سکولار اجازه نمیدهد دین نفوذ و اقتداری در زندگی و حوزهِ عمومی داشته باشد، بلکه تلاش میگردد دین را به حوزه خصوصی براند. بگونه ایکه میتوان این نکته را اینگونه تئوریزه کرد؛ حوزهِ عمل و مسئولیت جامعه سکولار در رابطه با پیشبرد سکولاریسم بسیار وسیعتر و سنگین تر از دولت سکولار است. بعبارت دیگر پروسه سکولاریزه شدن صرفاً محدود به دستگاههای اداری و قانونگذار دولت و حکومت نمیباشد بلکه حوزه ای است که جامعه نیز در قبال آن مسئولیتهای بس سنگین دارد.

کوروش اعتمادی
۲۴ ژوئیه ۲۰۱۵
****

۱۰ اسفند ۱۳۹۵

دمکراسی همان سکولاریسم است


دمکراسی همان سکولاریسم است

جمهوری اسلامی بمثابه حکومتی الهی برگرفته شده از فقه شیعه، تحت رهبریت ولایت مطلقه فقیه، واسطهء خدا با مردم، اما پاسخگو ومسئول دربرابر خدا نه مردم، نه تنها تهدیدی جدی علیه مدنیت و حقوق شهروندی در کشور ما است بلکه این حاکمیت با پیشبرد سیاستیی جنگ ستیزانه در منطقه، و حمایت معنوی و مادی از تروریسم اسلامی و پیشبرد پروژه تولید سلاحهای کشتار جمعی، خاورمیانه را وارد فازی از بحران سیاسی اما بسیار مهلک کرده است.


کوروش اعتمادی
۲۶ جولای ۲۰۰۹
استهکلم

۱۴ بهمن ۱۳۹۵

دولت و سکولاریسم


دولت و سکولاریسم

پنج قرن فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در ایران هیچگاه ملایان را از این قصد باز نداشت که آنها از تصاحب قدرت دولتی چشم پوشی کنند. آنها برای رسیدن به این آروزی دشوار خود نیازمند آزادی عمل و تبلیغات گسترده بودند. گستردگی نفوذ معنوی دین در بین مردم و برسمیت شناخته شدن اسلام شیعه توسط قانون اساسی رژیم گذشته بعنوان دین رسمی کشور این امکان را به مراجع دین در کشور داد که در راستای برپایی  «مدینه فاضله » خود فعالیتهای آزادانه تا حدودی قانونی داشته باشند. فرصتی که حتی در مترقی ترین دمکراسی های غربی مرسوم نیست

کوروش اعتمادی   ۲۱ فوریه ۲۰۰۹

۲۴ آبان ۱۳۹۵

دمکراسی «اکثریت» بر اکثریت


دمکراسی «اکثریت» بر اکثریت

پرنسیپهای دمکراسی «اکثریت» یکی از معضلات اداره سیاسی امروز اغلب دمکراسیهای موجود است. دمکراسی «اکثریت» معرف علایق گروهی است که برنده انتخابات هستند و نه بازتاب دهنده علایق مشترک همه شرکت کننده در انتخابات. وجه تمایزِ دو برداشت متفاوت از مفهوم دمکراسی حاکی از آن است برخی دمکراسی را صرفا یک روند رأی گیری با در نظر گرفتن مشروعیت سیاسی برای آرای «اکثریت» درک میکنند که بزعم آنها «اکثریتی» غالب تعیین کننده خط مشی اصلی سیاست در جامعه خواهند بود. برخی هم دمکراسی را گفتمان و مشارکت عمومی، و تفاهم بر پایه علایق عمومی جهت رسیدن به هدفی مشترک معنا میکنند.

کوروش اعتمادی
۱۶ نوامبر ۲۰۱۴

****
1.     

۲۹ مهر ۱۳۹۵

هابرماس؛ «اقدام مشارکتی» و «منطق مشارکتی»


هابرماس؛ «اقدام مشارکتی»  و «منطق مشارکتی»

Habermas; “communicative action” and “communicative rationality”

«منطق مشارکتی » (communicative rationality) «هابرماس»، تأکید دارد بر آگاهی و شناخت بصورت فردی و یا ارتباط فرد با موضوع که بزعم او امری است ناممکن. هابرماس معتقد است آگاهی از بهم پیوستگی و هماهنگ شدن کوشش جمعی در روابط مشترک و گفتمان متقابل حاصل خواهد شد و تکامل خواهد یافت. این برداشت از منطقِ فراگیری بدین مفهوم است که اگر جامعهء بنا دارد بافتهای اجتماعی بهم پیوسته خود را، یعنی نُورمها، انستیتوها و قواعد بازی توافق شده را حفظ کند و اندیشه و دانش جدید بازتولید کند، و یا آنرا ارتقاء و به دیگری انتقال دهد، میبایست توانمندیهای فردی پذیرای زندگی، اراده و تفاهم جمعی را داشته باشد.

کوروش اعتمادی
۲۰ اکتبر ۲۰۱۴

****