۴ مرداد ۱۴۰۴

تحریف و تخطی از درک و شرح مقولات اجتماعی

 

تحریف و تخطی از درک و شرح مقولات اجتماعی

 

طرح شعار «گذارِ دمُکراتیک به دمُکراسی» تحت حاکمیتِ مافیای اسلامی در ایران، بعنوان یک خواست عمومی بسیج کننده و به بهانه پرهیز از خشونت و فروپاشی کشور چیزی جز توهم پراکنی و اتلاف وقت بسود رژیم اسلامی نیست. طرح برگزاری رفراندوم در جمهوری اسلامی به یک عبارت طرح چانه زنی با رژیم اسلامی است که عده ای رند درصدد برآمده اند تا بدین طریق مشروعیت رژیم را تثبیت کنند و بر ماندگاری آن صحّه بگذارند.

قطعاُ در چنین شرایطِ اسفباری امکان برگزاری انتخاباتِ آزاد بسود جامعه غیر ممکن است. در چارچوب چنین حاکمیتِ غیر دمُکراتیک و سرکوبگر تنها راه رهایی؛ بسیج و سازماندهی جنبشهای رهائیبخش مردم خارج از حیطه قدرت میباشد،‌ همچون دیگر جنبشهای رهائبخش در جهان که راهِ گذار به دمُکراسی را در تقابل مستقیم با حکومتیان در خیابانها و میادین شهرها هموار ساختند. هیچ جامعه استبداد زده ای برای پیشبرد و تحقق مطالبات دمُکراتیک خود نتوانسته بدون یک جنبش رهائیبخش سازمانیافته و هدفمند به اهداف خود دست یازد.

 

کوروش اعتمادی   

۲۶ جولای ۲۰۲۵

Koroush_etemadi@hotmail.com

&&&&

اصرارِ لجوجانه بر اجرایی شدنِ طرحِ «رفراندوم و گذار دمُکراتیک به دمُکراسی» تحت حاکمیتِ خشن ترین و بیرحمانه ترین حکومتِ تاریخ بشریتُ، جمهوری اسلامی، از شگفت آورترین نظریهء سیاسی است که چیزی جز جعل و تحریف تاریخ و رخدادهای اجتماعی که صرفأ میتوانند تحت شرایط خاص اجتماعی و سیاسی قابل تحقق باشند نمیباشد.

چرا؟

چون بسیاری از پژوهشگرانِ حوزهِ سیاست معتقدند که نخستین شرط درستی یک اندیشه و رخداد سیاسی، برحسبِ قانونمندیهای علم جامعه شناسی، امکانِ تحقق حتمی آن اندیشه و رویداد سیاسی در سطح جامعه است آنهم بر اساس آنچه که مطالبه کنندگان آن رویداد سیاسی آنرا پیشی بینی میکنند. شرط دیگر آنکه آن رویداد سیاسی پس تحقق اش میبایست عملکردی مطابق ماهیت تئوریک اش و یا آنگونه که تئوریزه میشود از خود بنمایش بگذارد و پاسخگوی آن نیازی باشد که جامعه آنرا مطالبه کرده. پدیده ها و مقولات اجتماعی بر خلاف پدیده های علوم تجربی که درستی آنها در لابراتورهای علوم آزمایشگاهی مورد تست و آزمون قرار میگیرند، در سطح جامعه و تجارب انسانی راست آزمایی میشوند تا ارزیابی شوند تا چه میزان نیازها و مطالبات جامعه را بر حسب ماهیتِ مفهومی اش پاسخگو میباشند. بازتاب عمومی مقولات و رویدادهای اجتماعی بر حسبِ رفع نیازهای جامعه و تطابق تئوریک شان با واقعیت شان اثباتی است بر علمی و درست بودنِ آنها. بدین شکل فلاسفه علوم انسانی تلاش میورزند در رقابت و همپایی با اندیشمندان علوم تجربی استدلال کنند که جامعه شناسی هم همانند مباحث گوناگون علوم تجربی حوزه ای است علمی، بدین دلیل که مفاهیم و پدیده های اجتماعی همچون موضوعات علوم تجربی قابل تحقق و قادر به رفع نیازهای مطالبه کنندگانش میباشند.

شکی نیست رفراندوم یک راست آزمایی اجتماعی است و تقابل و صف آرایی جامعه علیه حکومت است، و یکی از عالیترین ابزارهای سیاسی در دست جامعه که بنا دارد در فضایی کاملاً دمُکراتیک به دُمکراتیک ترین شکل ممکن رأی به تغییرات بنیادی سیاسی در ساختار حکومت بدهند. و نیز استدلال میشود پیش شرطهای تحققِ هر رفراندومی عبارتند از؛ آزادیهای بی «حد و مرز» سیاسی و اجتماعی و امنیت سیاسی و اجتماعی در سرتاسر جامعه برای «انتخاب کنندگان» و «انتخاب شوندگان». از این رو در دمُکراسیهای مُدرن و پیشرفته، در هنگامهء تغییرات بنیادی سیاسی، سیاستمداران بسرعت به آرای مردم رجوع میکنند و از آحاد مردم میخواهند تا در یک همه پرسی عمومی و آزاد برای تغییرات اساسی در ساختار حکومت آرای خود را در صندوقهای رأی بیاندازند. پس از آنکه آرای مردم با یک بررسی همه جانبه در پارلمانِ به سرانجام رسید، نتیجه آن خواهد شد که اکثریت مردم آنرا در نظر گرفته بودن.

پیش زمینهای برگزاری یک رفراندوم آزاد و دمُکراتیک

ضمانت و پیش شرط های لازم برای برگزاری یک رفراندوم راستین در گذار به دمُکراسی عبارتند از؛ آزادی کاملِ احزاب و نهادهای مدنی، آزادی دستگاههای ارتباط جمعی که همگان قادر باشند افکار عمومی را آزادانه پیرامون اهداف و آرمانهای سیاسی خود بسیج کنند. آزادی کامل تبلیغات بطور مساوی و بدون هر گونه سانسوری برای احزاب سیاسی و نهادهای مدنی، ایجاد امنیت جانی و سیاسی برای «انتخاب کنندگان» و «انتخاب شوندگان» و دعوت عام از همهء نهادهای مدنی و سازمانهای بین المللی حقوق بشر جهت نظارت و بازداری از تقلبات انتخابات نیز از جمله اقداماتی است که سلامت یک رفراندوم را تضمین میکنند. از این رو خارج از چارچوبها و موارد برشمرده بحث بر سر رفراندوم صرفأ یک وهم سیاسی است.

از این رو وقتیکه در خصوص تحققِ مقوله ای بنام رفراندوم، بعنوان یک کنش همگانی، صحبت میکنیم میبایست پیش از هر چیز به پیش شرطهای سیاسی و اجتماعی آن اشاره کنیم که از پیش در جامعه نهادینه شده و مردم در فرصتهای مناسبی فراگرفته اند چگونه آزادانه و بدونِ هر گونه فشار سیاسی برای سرنوشت خود و آیندگان بنحواحسن از آنها استفاده کنند. البته میبایست این نکته را هم یاد آوری کنم که آگاهی مردم در بهره جستن از ابزارهای سیاسی برای بهترین شدن شرایط زیست خود نیازمند زمان، دانش و آموزش کافی میباشند تا تحققِ طرح گذارِ دمُکراتیک به دمُکراسی، رفراندوم، بدون دغدغه خاطری صورت گیرد.

شروط گذار دمُکراتیک به دمُکراسی در شرایطِ استبدادی کنونی

استبداد دینی حاکم بر ایران هرگز در طی ۴۷ سال حیات نکبتبار خود فرصت گشایش سیاسی به جامعه را نداده است. پدیده «دمُکراسی» در حکومت اسلامی ایران، در طی ۵ دهه تعریفی خاص خود را داشته است و دینمداران همچون سگانِ قدرت صرفاُ بسود یک گروه تبهکار اسلامگرا عنان جامعه را در اختیار داشته اند. در حاکمیت انسان کُش و ویرانگر جمهوری اسلامی هیچگاه هیچ خبری از آزادی بیان و آزادی نوشتاری نبوده و سرکوب نهادهای سیاسی و مدنی از رفتارهای معمول اسلام پناهان در ساختار حکومت در طی این ۴۷ سال بوده. قطعاُ در چنین شرایطِ اسفباری امکان برگزاری انتخاباتِ آزاد بسود جامعه غیر ممکن است. در چارچوب چنین حاکمیتِ غیر دمُکراتیک و سرکوبگر تنها راه رهایی؛ بسیج و سازماندهی جنبشهای رهائیبخش مردم خارج از حیطه قدرت میباشد،‌ همچون دیگر جنبشهای رهائبخش در جهان که راهِ گذار به دمُکراسی را در تقابل مستقیم با حکومتیان در خیابانها و میادین شهرها هموار ساختند. هیچ جامعه استبداد زده ای برای پیشبرد و تحقق مطالبات دمُکراتیک خود نتوانسته بدون یک جنبش رهائیبخش سازمانیافته و هدفمند به اهداف خود دست یازد.

طرح شعار «گذارِ دمُکراتیک به دمُکراسی» تحت حاکمیت مافیای اسلامی در ایران، بعنوان یک خواست عمومی بسیج کننده و به بهانه پرهیز از خشونت و فروپاشی کشور چیزی جز توهم پراکنی و اتلاف وقت بسود رژیم اسلامی نیست. طرح برگزاری رفراندوم در جمهوری اسلامی به یک عبارت طرح چانه زنی با رژیم اسلامی است، که عده ای رند درصدد برآمده اند تا بدین طریق مشروعیت رژیم را تثبیت کنند و بر ماندگاری آن صحّه بگذارند.    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر